از یه متخصص ارتوپد سوال شد چطوری خدا رو شناختی؟

گفت: کنار دریا، مرغابی را دیدم که پایش شکسته بود.

اومد پایش را داخل گل های رس مالید بعد به پشت خوابید،

پایش را سمت نور خورشید گرفت تا خشک شد.

اینطوری پای خود را گچ گرفت!

فهمیدم خدایی هست که به او آموزش داده...

به خودت نگاه کنی خداشناس میشوی...

مغرور نشوید!

وقتی پرنده ای زنده است مورچه را میخورد، 

وقتی میمیرد مورچه او را میخورد.

شرایط به مرور زمان تغییر میکند،

هیچوقت کسی را تحقیر نکنید.

شاید امروز قدرتمند باشید اما زمان از شما قدرتمندتر است.

یک درخت، هزاران چوب کبریت را میسازد اما وقتی زمانش برسد یک چوب کبریت میتواند هزاران درخت را بسوزاند

پس خوب باشیم